با عرض پوزش از طراح این وبلاگ
متاسفانه وبلاگ شما توسط تیم هک ما هک شد.

هک کننده وبلاگ:مهندس محمد علی.الف
میتوانید با ما در تماس باشید

|
با عرض پوزش از طراح این وبلاگ
متاسفانه وبلاگ شما توسط تیم هک ما هک شد.

هک کننده وبلاگ:مهندس محمد علی.الف
میتوانید با ما در تماس باشید
سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت . مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند. مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود ...
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت آن پسر در كام تمساح رها شود .کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود، صدای فریاد مادر را شنید ، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت. پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد. پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، اینها خراش های عشق مادرم هستند ...
سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي ميکردند. يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد و كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند.
از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد. نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم.
نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟
نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم !
هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي؟
در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست.
وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم...
خانمي طوطي خريد، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند. او به صاحب مغازه گفت: اين پرنده صحبت نمي كند. صاحب مغازه پرسيد: آيا در قفسش آينه اي هست؟ طوطيها عاشق آينه هستند، آنها تصويرشان را در آينه مي بينند و شروع به صحبت مي كنند. آن خانم يك آينه خريد و رفت.
روز بعد باز هم آن خانم برگشت، طوطي هنوز صحبت نمي كرد. صاحب مغازه پرسيد: نردبان چه؟ آيا در قفسش نردباني هست؟ طوطيها عاشق نردبان هستند.
آن خانم يك نردبان هم خريد و رفت.
اما روز بعد باز هم خانم آمد. صاحب مغازه گفت: آيا طوطي شما در قفسش تاب دارد؟ نه! خوب مشكل همين است، به محض اينكه شروع به تاب خوردن كند، حرف زدنش تحسين همه را برمي انگيزد. آن خانم با بي ميلي يك تاب خريد و رفت.
وقتي آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش كاملا تغيير كرده بود. او گفت: طوطي مرد.
صاحب مغازه شوكه شد و پرسيد: واقعا متاسفم، آيا او يك كلمه هم حرف نزد؟
آن خانم پاسخ داد: چرا! درست قبل از مردنش با صدايي ضعيف از من پرسيد كه آيا در آن مغازه، غذايي براي طوطي ها نمي فروختند؟
يدالله اكبر و عليرضا عباسفرد بازيكنان تيم هاي پاس همدان و صباباتري امروز با حضور در هيات فوتبال استان تهران رسما به باشگاه استقلال پيوستند.
به گزارش خبرگزاري فوتبال ايران اين دو بازيكن پيش از اين با استقلالي ها به توافق رسيده بودند و با امضاي قرارداد رسمي به اين تيم ملحق شدند.عباسفرد در حالي به استقلال پيوست كه پيش از اين با امضاي قرارداد داخلي با پرسپوليسي ها به توافق رسيده بود اما پس از هاشم بيك زاده اين دومين بازيكني است كه عليرغم امضاي قرارداد داخلي با پرسپوليس پيراهن استقلال را بر تن مي كند
عماد رضا مهاجم عراقي باشگاه سپاهان اصفهان ،امشب ايران را به مقصد سوريه ترك خواهد كرد در حالي كه گفته مي شود پيش از اين سفر توافقات لازم بين او و باشگاه پرسپوليس تهران صورت گرفته است.
به گزارش خبرگزاري فوتبال ايران عماد رضا امشب در حالي از ايران خارج مي شود كه با باشگاه پرسپوليس تهران به توافق رسيده و مايل است فصل آينده در اين تيم بازي كند. وي روز يكشنبه به ايران بازخواهد گشت و اگر اتفاق خاصي روي ندهد در تهران قرارداد رسمي با پرسپوليس را امضاء مي كند.
اصفهاني ها همچنان مايل به تمديد قرارداد عماد رضا هستند اما اين بازيكن با توجه به آنكه پيشنهاد مناسبي از پرسپوليس دريافت كرده قصد دارد در تيم سرخ پوش تهراني بازي كند
تيم ملي فوتبال كشورمان با شكست سوريه و امارات و صعود به مرحله نهايي دور مقدماتي رقابت هاي مقدماتي جام جهاني 11 پله در رده بندي تيم هاي ملي فوتبال جهان صعود كرد.
به گزارش خبرگزاري فوتبال ايران در رنكينگ ماه ژوئن كه امروز از سوي فدراسيون جهاني فوتبال اعلام شد ايران با صعود 11 پله اي به مكان سي و هفتم جدول فيفا صعود كرد. تيم كشورمان در اسيا رتبه دوم را در اختيار دارد در حالي كه ژاپن ، تيم سي و چهارم جهان نخستين تيم آسيا است و استراليا در جايگاه چهلم جهان و سوم آسيا قرار دارد.
در رده بندي برترين تيم هاي ملي فوتبال جهان برزيل با 4 پله سقوط به مكان پنجم سقوط كرد. تيم هاي اروپايي به خوبي از برگزاري رقابت هاي يورو استفاده كردند. اسپانيا با قهرماني در اين رقابت ها به مكان نخست جدول فيفا رسيد،ايتاليا در جايگاه دوم ايستاد و آلمان ، نايب قهرمان يورو به مكان سوم جدول فيفا صعود كرد
مجتبي جباري از دستدادن پدرش را تلخترين اتفاق زندگياش ميداند. جباري در توصيف آن لحظهاي كه اين خبر را شنيد ميگويد: «دنيا روي سرم خراب شد.»
مجتبي پس از پشت سرگذاشتن روزهاي سخت و طاقتفرسا حالا كمي آرامتر شده ولي دوري پدر را بيشتر از گذشته احساس ميكند. او به خبرگزاري فوتبال ايران ميگويد: «روزهاي اول اطرافم خيلي شلوغ بود ولي الان احساس ميكنم كه خيلي تنها هستم.»
- چند هفتهاي از فوت پدرت ميگذرد چگونه با اين شرايط كنار ميآيي؟
ايكاش چنين اتفاقات تلخي براي هيچ خانوادهاي نميافتاد. من در اين چند هفته روزهاي بسيار سختي را پشت سرگذاشتم البته در روزهاي اول خيليها در كنارم بودند و شايد سرم با آنها گرم بود ولي الان احساس ميكنم كه از دست دادن پدرم بدترين اتفاق ممكن بود. البته از اينكه خيليها در مراسم ختم او شركت كردند و مدام از خوبيهاي پدرم ميگفتند كمي آرام هستم ولي بايد بگويم كه اين داغ فراموش نشدني است.
- دقايقي بعد از قهرماني استقلال در جامحذفي متوجه شدي كه پدرت فوت كرده. دوست داشتي اين خبر را قبل از بازي به تو ميدادند؟
خير به هيچ عنوان دوست نداشتم كه قبل از بازي خبر فوت پدرم را بشنوم. او منتظر قهرماني استقلال و درخشش من بود، در ضمن تماشاگران هم به ورزشگاه آمده بودند تا قهرماني تيم محبوبشان را ببينند. خيلي خوشحالم كه استقلال قهرمان شد و من هم گل زدم تا پدرم شاد شود، البته هميشه افسوس ميخورم كه بعد از قهرماني نتوانستم لبخند او را ببينم و آغوش گرمش را لمس كنم.
- در حال حاضر از لحاظ روحي در چه شرايطي قرار داري؟
نسبت به هفتههاي گذشته وضعيت بهتري دارم اما همانطور كه گفتم اين اتفاق فراموش شدني نيست. چند روزي است كه تمريناتم را به صورت انفرادي آغاز كردهام و اميدوارم هرچه زودتر به شرايط طبيعي نزديك شوم.
- ميگويند قصد جدايي از استقلال را داري؟
فعلاً كه هيچ چيز مشخص نيست و منتظرم تا تكليفم براي رفتن به اروپا مشخص شود.
- اين موضوع هنوز قطعي نشده؟
مديربرنامههايم با چند باشگاه اروپايي در ارتباط است و فيلم بازيهايم را نيز بهآنها داده ولي هنوز خبر قطعي در اين مورد وجود ندارد. اگر همه چيز مهيا بود به اروپا ميروم تا مذاكره كنم.
- در اين مدت خيلي كم پيش آمد تا در بازيهاي ملي حضور داشته باشي. فكر نميكني اين موضوع كار تو را براي رفتن به اروپا سختتر كند؟
بهطور حتم اگر در تيمملي بازي ميكردم شرايط خيلي آسانتر بود و شما ديديد كه مسعود شجاعي پس از فيكس شدن در تيمملي توانست به اوساسونا برود در مرحله مقدماتي و قبل از بازي با سوريه مسئولان مارسي براي ديدن بازي من به ايران آمدند ولي متأسفانه بازي نكردم و شانس بزرگي را از دست دادم. البته هنوز اميدوارم كه كارم براي رفتن به اروپا درست شود.
- اگر اروپا منتفي شد در استقلال ميماني؟
فعلاً كه هدفم رفتن به اروپا است ولي اگر اين موضوع منتفي شد به احتمال فراوان در استقلال ميمانم.
اتفاق ناگواري كه براي احمدرضا عابدزاده افتاده در نهايت باعث شد تا او چند سال از سطح اول فوتبال ايران فاصله بگيرد. او پس از چند سال دوري از پرسپوليس حالا به اين تيم بازگشته است، عابدزاده به خبرگزاري فوتبال ميگويد: «فقط دوست دارم طرفداران پرسپوليس را خوشحال كنم و اميدوارم وظيفهام را به نحو احسن انجام دهم.»
- از اينكه پس از چند سال به پرسپوليس برگشتي چه احساسي داري؟
خيلي خوشحالم كه دوباره در اين تيم هستم و فقط دوست دارم طوري كار كنم كه طرفداران پرسپوليس از من راضي باشند.
- به نظر ميرسد كه مصطفوي نقش زيادي در بازگشت تو داشت، اينطور نيست؟
داريوش خان يك مرد شناخته شده در فوتبال ايران است كه زحمات زيادي كشيده، فقط اميدوارم مهره تأثيرگذاري باشم.
- به نظر ميرسد كه مهدي واعظي فصل آينده هم دروازهبان اول پرسپوليس باشد، اينطور نيست؟
وظيفه من فقط تمرين دادن است تا دروازهبان هميشه در آمادگي كامل قرار داشته باشند. انتخاب دروازهبان اصلي به من مربوط نميشود و در اين مورد بايد سرمربي نظر بدهد.
- رودباريان از چه زماني در تمرينات شركت ميكند؟
او گرفتاري شخصي دارد و قرار است طي روزهاي آينده به جمع ما اضافه شود.
- مثل اينكه اين روزها تمرينات سختي براي حقيقي در نظر گرفتيد.
حقيقي دروازهبان آيندهداري است ولي بايد بيشتر تلاش كند او هنوز اضافه وزن دارد و بايد طوري تمرين كند تا خودش را به سرمربي تيم نشان دهد.
- فكر ميكني دروازهبانهاي پرسپوليس به تيمملي راه پيدا كنند؟
من نهايت تلاشم را انجام ميدهم ولي بقيه كارها به تلاش آنها بستگي دارد.
- اين موضوع صحت دارد كه مسئولان باشگاه از تو خواستهاند تا مصاحبه نكني؟
متأسفانه شايعات زيادي در اين مورد مطرح شده ولي من ممنوعالمصاحبه نيستم و مسئولان باشگاه هم در اين مورد حرفي به من نزدهاند. البته هرچيز سرجاي خودش قرار دارد و من به هيچ عنوان در مورد مسائل فني و مديريتي حرف نميزنم. من فقط در مورد دروازهبانها و كار خودم مصاحبه ميكنم